عشق یعنی :چون خورشید،تابیدن بر شب های دوست وچون برف ،ذوب شدن بر غم های دوست.
شنبه 28 مهر 1386
دوشنبه 26 شهریور 1386
چهارشنبه 1 شهریور 1385
خاطراتم

من به یاد روزای بی خاطره

می شکنم از دوری فاصله

خسته از یاد شبای بی تو

تکیه دا دنم  به اون پنجره

یه سکوت تلخو من صدام

.بد جوری شده از اون خاطره.

خسته از یاد شبای بی تو

 تکیه دادنم  به اون پنجره

.....................................

غروب پر از خاطره هاست

اما تو جایی نداری   .

تموم شده گذشته ها .

به من نگاهی نداری

غروب پر از خاطره هاست

اما تو دوسش نداری 

دوس داری ابری بشیوپا روی قلبش  بذاری

غرووووووووووووووووب

پر از خاطره بود هر روز کنار پنجره

رفتی و من تنها شدم

اسمتو یادم میاره

من عاشقت بودم ولی

هرگز به یادت نمی یاد

گرچه هنوز دوست دارم

اینو غرورت  نمی خواد

دفتر خاطراتمو می سوزونم

چون که توش چیزی به جز غم نداره

سوختنش توی نگام جلوه گره

اشکامم می سوزن انگار تو نگاه پنجره

دوشنبه 19 تیر 1385
انشالله همه به خواستشون برسن

انشالله همه به خواستشون برسن

 

شنبه 17 تیر 1385
عشق...

شنبه 17 تیر 1385
عشق...

شنبه 17 تیر 1385
عشق...

من و سیما